![]() |
![]() |
|
| برای تو مینویسم واز تو.. از تو که روح و قلب و جان من خواهی شد... |
|
برای تو می نویسم واز تو ٬از تو که روح وقلب و جان من خواهی شد...
می خواهم با تو باشم برایت بخوانم چرا که بی تو میمیرم تمام نوشته هایم پیشکش یک لحظه با تو بودن تمام لحظه ها یش اینجا را می گویم برای یک لبخندت من ازان پاییزم و تو ...!؟ شاید در نگاهت پاییزم اما برایم آبی ترین خواهی بود رویای آبی من.. کسی فردا را چه می داند شاید نگاهت برق چشمانت را دریابد.. و شاید هم .. ولی تا آن روز برای رسیدن به نگاهت در انتظار می نشینم ...
ودر آخر کوتاه برای هدای عزیزم که به اندازه ی تمام آرزوها ی آبی اینجا دوستش دارم کامنتت رو برداشتی اما می تونم که تو دلم(اینجا دلمه) کامنت بذارم یه حس خاص دارم که نمیدونم چه جوری بگم.. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 15:23 توسط رویا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
منم .
همون ساحل. اون ساحل آبی می خوام بنویسم برات. از تو و برای تو تنهام نذار |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|
center"> نفر