تبليغاتX
رویای آبی -
برای تو مینویسم واز تو.. از تو که روح و قلب و جان من خواهی شد...
برای تو می نویسم واز تو ٬از تو که روح وقلب و جان من خواهی شد...

بعضی وقتها چقدردیر می شود برای با هم بودن
برای هم را فهمیدن
و درک آنچه که باید درک کرد
خیلی دیر می شود برای لذت بردن
و شنیدن آوایی که مدتها منتظرش بودی
و قدمهایی که همیشه در ذهنت می شمردی
و نگاه مجردی که منتظر چشمهای مجرد ش بی صبرانه به انتظار می کشیدی

و قلبی که ...
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 11:19  توسط رویا |