تبليغاتX
رویای آبی -
برای تو مینویسم واز تو.. از تو که روح و قلب و جان من خواهی شد...
 برای تو می نویسم واز تو ٬از تو که روح وقلب و جان من خواهی شد...

...

روزی هزار راه نرفته رو میرم و برمی گردم

شعر نخونده رو هزاران بار زمزمه می کنم تو مغزم

 حرفای نگفته رو  مزه مزه می کنم تو دهنم

احساس نخونده رو خودم و فقط خودم حس می کنم باز

مثل همیشه

با همان عزم

شاید اما

شادیاش

دلتنگیاش

غصه هاش

درداش

مرحماش

صداقتش

صمیمیتش

آبی بودنش

فقط

باید بمونه

واسه خودش

همینجا

شاید

درکش

مال همین جاست

همین شیشه

همین جنس

خوبه

حداقل

این دل

میدونه

با خودش

روراسته...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 17:10  توسط رویا |