تبليغاتX
رویای آبی
برای تو مینویسم واز تو.. از تو که روح و قلب و جان من خواهی شد...
 

برای تو می نویسم واز تو ٬از تو که روح وقلب و جان من خواهی شد...

..

یه تولد

کنار دریا

لب ساحل

یه تبسم

اما

از ته دل

یه آدم

که دیگه نیست تنهای تنها

اومده

انگار تازه به دنیا

دوباره

با فکر آبیش

با رویاهای حقیقیش ...

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 16:50  توسط رویا | 
۳۷ بار سلام برای ۳۷ روز ننوشتن

برای تک تکتون جدا سلام

 همه ی شماهایی که قلبم به یادتون تپید و نگاشت

اگر چه نه اینجا

بر صفحه ی دل

نبودنم دلیل فراموشی نیست و هیچ وقت نخواهد بود

شاید بعضی وقتا لازمه

نبودن

دلم خیلی هوای اینجا رو داشت

و زندگی با رویاهای آبی ام

ارتباطم با آدمای رنگی اینجا

اگر چه همه برام آبی ..

اما

زنده بودم وهنوز هستم به رویاهای آبی اینجا

و منتظر دستی

که آبی تر از خودم

فاصله ی بین انگشتامو

با دستای آبی خودش

تنها و تنها برای خودم

بی هیچ منتی

پر کنه

منتظرتم دستای آبی تر از من...

.

.

.

اما ممنون گلای من به خاطر کامنتاتون

و معذرت به خاطر نبودنم :

نازنین جان

محمد

شاگرد ولتر

حسین

کیمیا

قاصدک

منصور

اس اچ

روژان

سرناده

فاطمه

عاطفه

و همه ی شمایی که برام نوشتید

و اما یه کامنت داشتم از حامد نام

که گفته بودی داداش

می تونی منو رویا صدا کنی

یا هر نامی

هر چند نمی دونم

امیدوارم حامد باشی

می تونی بنویسی خیلی راحت

حرفای دلتو

که بهترین حرفه

اینجا

حرفای من

فقط حرفای دلمه

و

بیشتر اوقات

بهترین درمان

برای روزای تنهایی

و بی کسی ام...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 1:33  توسط رویا |