![]() |
![]() |
|
| برای تو مینویسم واز تو.. از تو که روح و قلب و جان من خواهی شد... |
|
برای تو می نویسم واز تو ٬از تو که روح وقلب و جان من خواهی شد... چشمهایم پلک می زنند تا شاید تو را ببینند گوشهایم همه منتظر تا نوای تو بشنود لب آماده ی گشودن تا بگوید در جوابت سلام قلبی به خاطرت می تپد تا نزدیک شود به قلبی که هم ارتعاش توست دستها در جستجوی دستت غمها منتظر شادی تا شاید دیگر غمی وجود نداشته باشد به دنبال درمان کننده ای که شاید با یک نگاه عشقی را درمان کند...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 19:11 توسط رویا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
منم .
همون ساحل. اون ساحل آبی می خوام بنویسم برات. از تو و برای تو تنهام نذار |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|
center"> نفر