تبليغاتX
رویای آبی
برای تو مینویسم واز تو.. از تو که روح و قلب و جان من خواهی شد...
 

برای تو مینویسم واز تو ، از تو که روح وقلب و جان من خواهی شد...

می خوام از تو بنویسم و برای تو ، از تویی که هستی و نیستی ، از تویی که وجود داری اما نمیبینمت ، می خوام بنویسم ، اونقدر بنویسم که واسم وجود پیدا کنی ، اونقدر می نویسم و باهات حرف می زنم که صدامو بشنوی ، می خوام قلبت صدای قلبم رو بشنوه ، نمی دونم شاید این همه مدت فکرت صدای فکرمو نشنید اما مطمئنم که بالاخره قلبت صدای قلبم رو می شنوه .

می خوام بدونی که اینجا رو فقط به خاطر تو و برای تو ساختم ، بدونی که حتی اینجا با تو نفس می کشه و خون تو رگهاش فقط به یاد تو جاریه

اگه یه روز گوش کنی می فهمی که چقدر زیبا نفس می کشه ، چقدر خنده هاش ،فکراش، دلتنگی و شادیاش ،درددلاش واقعیه

اگه فکر کنی اینا همش رویاست ، مطمئنم هنوز اون صدای قلبه به گوشت نرسیده ، پس گوش کن ، دقیقتر ، عاشقانه تر، اگه بری سراغ قلبت بهش می رسی .

به امید روزی که وجود پیدا کنی...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 19:3  توسط رویا |